|
نوشتنم ته كشيده....
كاملا خالي ام..... شايد هم به قول يكي پر تر از هميشه..... خلاصه اينكه ذهنم واسه نوشتن ياري نميكنه.... پ.ن: ۱.لعنت به هرچي امتحان....قبلش يه جور بدبختي بعدش هم يه جور... ۲.اين روزا فقط با توییتر كردن زنده ام.(نجات منو معتاد كرد..) اصولا نجات نقش خيلي مهمي در معتاد كردن من به همه چي داشته... ۴.توييتر من اینجا ۵.اگه كسي تو توييتر هست خبر بده. + خط خطي شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 8:5 بعد از ظهر به قلم نوشین |
.....وقتی با یه ادم که خودش به اندازه چند سال خاطره است.... از کوچه پس کوچه هایی که مهم ترین دوران زندگیت توش گذشته باشه سر در بیاری چه حسی پیدا میکنی.... .....وقتی باادم هایی روبرو بشی که کلی باشون زندگی کردی چه حسی میتونی داشته باشی..... به جز اینکه کلی ذوق میکنی.... و جای خالی خیلی هارو حس میکنی... پ.ن. امتحان ها...... + خط خطي شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 8:40 بعد از ظهر به قلم نوشین |
پاسخی به یک نظر خصوصی....
............... هستم...همین اطراف...... کم حرفی....نه خیلی..... بیشتر درگیرم..... غرق شدم..... دور هم شدم....از بعضی محیط ها..... زنده ام...... نشانه های حیاتم بیشتر از قبل است..... تلاش میکنم برای بودنم..... حرفی نیست....این منم در این روزها.... .......... پ.ن چقدر کارهای انجام شده...... چقدر برنامه های انجام نشده..... هنوز راه است تا..... + خط خطي شده در جمعه سوم خرداد 1387 12:19 بعد از ظهر به قلم نوشین |
هركس ميتواند كانون جهاني باشد.....
پ.ن: فعلا همين + خط خطي شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 9:23 بعد از ظهر به قلم نوشین |
خب برگشتم..... ******************** به دعوت فرایند به یک بازی دعوت شدم..... بازی هم اینطوری که باید از مشکلاتی که فکر میکنید زمین و شما رو ازار میده بنویسید.....کمی سخته ولی شروع میکنیم.... این روزا کلا همه چیز به همین موضوع ختم میشه....از این بازی گرفته تا همایش بچه های دانشگاه و حتی موضوع یکی از جلسات کلاس زبان....محیط زیست و مشکلات و راه حل ها.......از اب و هوا گرفته تا حیات وحش... روزانه چقدر حاضریم تلاش کنیم که حداقل تا شعاع ۴متری خودمون رو تمیز ببینیم....؟؟ گاهی بعضی از ماها اونقدر درگیر روزمره گی میشیم که حتی حواسمون نیست کجا داریم زندگی میکنیم...یک متر اونطرف تر سطل زباله رو میبینیم ولی جوب واسه زباله ها جای بهتری تا سطل..... یا چند تا از ماها وقتی میریم کوه یا همین رودخانه های اطراف شهر حداقل زباله های خودمون رو جمع میکنیم کاری به زباله های قبلی ندارم.... گاهی فکر میکنم تا ۱۰یا۲۰سال اینده دنیای ما قرار چه شکلی بشه وقتی هیچ یک از ما به فکر محیط زندگی مون نیستیم چه انتظاری از مسولین میتونیم داشته باشیم.....؟؟؟ فقط کمی فکر کنیم..... دعوتی ها..: میثم اشتری/کاکتوس/ناپروکسن/بانو/داوود یار احمدی و همه اونایی که به فکر زمین هستند.... ******************** بعضی کلاس های دانشگاه دنیایی دارد...وقتی بابعضی از اساتید شروع به بحث میکنی...وقتی ۲۰تا دانشجو اونقدر درگیر بحث میشن که یادشون میره ۱ساعت قبل کلاس تموم شده.....لذتی دارد.... وقتی واسه نوشتن یه برنامه۲۰ تا نظر مختلف باشه تا جایی که بعد از۲ساعت بحث سر تک تک برنامه ها اکثرشون درست باشه و از نظراستاد بهترین کلاس دوران تدریسش باشی...دنیایی است....(یعنی همون رسالت) ******************** فعلا همین سعی میکنم بیشتر اپ کنم..... + خط خطي شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 0:3 قبل از ظهر به قلم نوشین |
خب تعطیلات کافی..... ********************** اول از همه طعم بودن یکساله شد.... یعنی یک سال که من تو قالب طعم بودنم..... یعنی.... هیجی دیگه یکسال گذشت..... ********************** دیگه خیلی کم میام اینجا..... سعی میکنم به بلاگ هاتون سر بزنم..... موجب ذوق مرگی که هنوز هم اینجا میاید...... فعلا لازمه کمی از این محیط دور باشیم...... ********************** این روزها عجیب نوستالوژیکمان ورم کرده.... نترکد خوبست.... ********************** تنها کاری که سرکلاس ها نمیکنیم گوش دادن به درس استاد است... دلمان به همین چیزها خوش است...... ********************** حقیقی باشیم..... پ.ن چیزی از هرچیز در همه چیز..... + خط خطي شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 11:7 بعد از ظهر به قلم نوشین |
عطر نرگس رقص باد امیدوارم تو سال جدید به بهترین ها برسید.... + خط خطي شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 1:15 بعد از ظهر به قلم نوشین |
باورم نمیشد ۱۵روز پیش اینجا اپ شده.... از اتفاق های نادری که یه بار در سال پیش میاد..... ******************* خب بریم سر یه بازی که خیلی وقت پیش دعوت شده بودیم.... مرسی ازپدر خوانده........ این بازی این جوری که هرکس باید کتاب هایی که نصفه ول کرده رو بگه..... یکم کار سختی ولی شروع میکنیم..... ۱.رگتایم...تا حالا فکرکنم۳۰صفحه اول رو ۴بار خوندم ولی بعدش اصلا پیش نمیره..... ۲.طبل حلبی از گونترگراس....خیلی تلاش کردم بیشتر از ۱۰۰صفحه بخونم ولی هیچ راهی نداره...(کلش۷۰۰صفحه است..) ۳.خاطرات گل سرخ...زندگی نامه دوسنت اگزوپری....با اینکه این جور کتاب ها رو دوست دارم ولی این یکی رو نتونستم ادامه بدم..... ۴.شبح اپرای پاریس.....تو همون ۱۰صفحه اول موندم.... فعلا همین...... کتاب هایی که خیلی دوست داشتم هم.... تو چند تا پست قبل گفتم.....(عقاید یک دلقک رو هم به لیست اضافه کنید..) خب اینا هم دعوتی های من.... نجات(روی ابرها) سپیده فرایند رهگذر .... (از اونجایی که نمیدونم تا حالا کی بازی کرده همه لینکها بازی کنید...به حساب من...) ******************* این روزا خیلی کم میام نت.... واسه همین کلی شرمنده اگه سر نمیزنم.... به انکیدو و نیما..... در هیچ صورتی نمیتونم وبلاگ ها تون رو باز کنم... وقتی هم باز میشه نمیتونم نظر بدم...نگید بدقولم.... ******************* جدیدا خیلی دوست دارم تو خیابون یا تو مترو رفتار مردم رو ببینم..... برام جالب وقتی میبینم هر کسی چطوری راه میره چی پوشده یا حتی از چی داره حرف میزنه..... (گاهی هم اونقدر به یه نفر نگاه میکنم که میگن طرف خله..) ******************* حقیقی باشیم..... پ.ن (این پست رو خودم خیلی دوست نداشتم....یه جوری شد....) + خط خطي شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 0:16 قبل از ظهر به قلم نوشین |
خون درون رگ هایم سرد میرود.....
نه کاملا یخ زده........ سردمٍ خیلی...... کی هوا گرم میشه......دارم یخ میزنم..... ******************* این روزها..... سکوت مطلق با چاشنی لبخندی ضعیف...... همین لبخند کا رو خراب کرده......... ******************* استاد فیزیک این ترم به شدت روی اعصاب است.... حیف ۶نمره با استاد است وگرنه..... ******************* عجیب این روزها مایلیم یک نفر را توجیه کنیم...... ******************* یه مشکلی این وسط هست..... طی این ۱۲روز یا کیفور بودیم یا کاملا یخ زده.....بدون حد وسط...... کمی عجیب است........... ******************* از ننگ چه گويي که مرا نام ز ننگ است ******************* فعلا فقط باشیم.... حقیقی و مجازی اش مهم نیست..... + خط خطي شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386 0:14 قبل از ظهر به قلم نوشین |
***به نظر شما چه کتابها ی را لازم است یک دانش آموز در طول دوران تحصیل خوانده باشد و در یکی دو سطر بنویسید چرا باید آن کتاب را خواند . ***(اصل ایده از فرایند بود) ******************
۰همچنان پست قبل پابرجاست...... ادامه مطلب + خط خطي شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 11:37 بعد از ظهر به قلم نوشین |
|
| ||||||